شبکه افق - 11 دی 1404

به استقبال "اعتکاف" (داوود که بود؟ دعای ام‌داوود چه می‌گوید؟)

اعتکاف خواهران استاد، دانشجو و دانش‌آموز - میلاد امیرالمومنین ع - ۱۳ رجب ۱۴۰۲

بسم‌الله الرحمن الرحیم

عرض سلام می‌کنم به خواهران عزیز و دختران عزیزم که فرمودند هم دانشجو، هم دانش‌آموز و هم سایر خواهران تشریف دارند. هم میلاد امیرالمؤمنین(ع) را تبریک عرض می‌کنم و هم به طور خاص برای این اعتکاف، این رشد معنوی و معرفتی شما، باید به شما تبریک گفت. در حدیثی دیدم که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: یکی از خصلت‌های اهل بهشت این است که این‌ها در دنیا اهل اعتکاف بوده‌اند. اعتکاف همین رجبیه، به ‌خصوص «أَیَّامُ الْبِیض»؛ پیامبر فرمودند که خیلی از اهل بهشت کسانی بودند که اهل اعتکاف بودند. یعنی علی الحساب می‌شود شماها را جزو بهشتی‌ها دانست. دیگر شما از آن تو هوای ما جهنمی‌ها را داشته باشید. حواستان به ما هم باشد. در یک حدیث دیگری دیدم که امام صادق(ع) فرمودند پیامبر اکرم(ص) فرمودند که از جمله روزه‌ها و عباداتی که قطعاً قبول خواهد شد و خداوند قبول می‌کند، قطعاً این اعتکاف است؛ چون روزه‌ای را که بر شما واجب نیست، بر خودتان واجب کردید. همه می‌خورند، شما نمی‌خورید. بقیه هم مشغول همین اشتغالات و گرفتاری‌هایی که امثال ما گرفتار آن‌ها هستیم، هستند؛ شما اهل عبادت و تفکر و تذکر هستید و از این جهت هم باید یک تبریک مضاعف به شما گفت.

یکی از اعمال این روز که این ایام دعای «أُمِّ داود» است. دوستان ماجرا و قضیه أُمّ دَاوُد را می‌دانند؟ امّ داود یک خانم مبارز علیه حکومت فاسد بود. خود او، فرزند او، شوهر او، خانواده‌ی آن‌ها، همه مبارز بودند. عده‌ی زیادی از این‌ها در مبارزات علیه حکومت شهید شده بودند یا تحت تعقیب و مخفی یا تبعید یا زندان بودند. از جمله پسر ایشان داوود؛ این از مجاهدین و مبارزین بود. مدت‌ها در زندان، از این زندان به آن زندان تحت شکنجه بود و مدام خبر او برای مادر داوود می‌آمد که این شهید شده است. باز یکی می‌گفت نه، هنوز او را زنده دیدند. یکی می‌گفت فلان زندان است، یکی می‌گفت فلان زندان است و مادر او مضطر بود. وقتی که ایشان خدمت امام صادق آمدند... چون ایشان مادر شیریِ امام صادق هم هست؛ یعنی داوود و امام صادق، این‌ها برادرِ رضاعی یا برادرِ شیری از یک خانم، از «أُمِّ دَاوُد» در کودکی شیر خورده بودند. وقتی ایشان دارد می‌رود، امام صادق به «أُمِّ دَاوُد» می‌گویند که چه خبر جدیدی از داوود دارید؟ ایشان آنجا اظهار ناراحتی می‌کند، می‌گوید ما دیگر هر کاری بلد بودیم کردیم، هر دعایی هم بلد بودم خواندم، از هر جایی هم می‌توانستم پرسیدم؛ هیچ‌کس نمی‌داند ایشان زنده است؟ شهید شده است؟ کدام زندان است؟ آنجا امام صادق(ع) این دعا را به این خانم آموزش می‌دهند، می‌گویند روزه بگیر، سه روز اعتکاف کن و این دعا را بخوان، خداوند ان‌شاءالله داوود را نجات خواهد داد. و ایشان این کار را کرد. دو ماه بعد داوود لاغر و تکیده و مجروح از زیر شکنجه آمد. امام صادق پرسیدند شما دقیقاً کی آزاد شدی؟ گفت من مثلاً دو ماه پیش فلان وقت. این دقیقاً همان وقتی بود که مادرش «أُمِّ دَاوُد» این دعا را خواند. روزه‌ها را گرفت و این دعا را خواند؛ همان موقع داوود آزاد شده است. لذا این دعا از جمله دعاهایی که خیلی مؤثر است، یک دعایی است که هم اوج معنویت را با اوج مبارزه و سیاست و جهاد گره می‌زند. دعای مربوط به خانواده‌ی مجاهدین است؛ شأن صدور این دعا این بود ولی برای خیلی از مشکلات دیگر هم گفتند مفید است.

یک جایی از این دعا، ما را (یعنی شماها را) به همه‌ی انبیاء وصل می‌کند. یعنی می‌گوید شما در یک خطی هستید که آن سرش تا آدم و حوا و تمام پیامبران می‌رود؛ این طرفش هم تا امام زمان و آخرالزمان می‌رود. شما در آن قطار سوار هستید. این‌هایی که اهل اعتکاف و اهل عبادت و دعا هستند، یک‌ مرتبه در آن سطح می‌روند. از جمله بخشی از این دعای «أُمِّ دَاوُد» این است. در اعتکاف یک‌ مرتبه با همه‌ی پیغمبران هم‌صحبت می‌شوید. خیلی چیز عجیبی است. اول بر فرشتگان خدا درود می‌فرستیم: به عزرائیل فرشته مرگ، به میکائیل فرشته‌ رحمت، به اسرافیل فرشته صور و به جبرئیل فرشته آگاهی و علم و معرفت. بعد یک ‌مرتبه از در همین اعتکاف، خودتان را به آدم و حوا وصل می‌کنید. خیلی جالب است. در این دعا می‌خوانید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَبِینَا آدَمَ»؛ خدایا سلام ما را به پدرمان آدم برسان. «بَدِیعِ فِطْرَتِکَ الَّذِی أَکْرَمْتَهُ بِسُجُودِ مَلَائِکَتِکَ»؛ نخستین انسان، کسی که او را با خلقت خاص خود گرامی داشتی و با سجده‌ فرشتگان تکریم شد. همه‌ فرشتگان برای انسان سجده کردند و بهشت را برای او، برای انسان آفریدی. سلام ما را به انسان اول برسان. بر آدم، بر حوا؛ «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أُمِّنَا حَوَّاءَ»؛ خدایا سلام ما را به مادرمان حوا برسان. «الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ»؛ زنی که از همه پلیدی‌ها پاک بود. درود بر مادر ما حوا. «مِنَ الدَّنَسِ»؛ کسی که هیچ آلودگی‌ای نداشت. پاک و مطهر بود؛ فضیلت داشت. مادرِ انسان بود. «الْمُتَرَدِّدَةِ بَیْنَ مَحَالِّ الْقُدْسِ»؛ مادر ما حوا که رفت و آمد او در عالم معنا و عالم بالا، از یک نور به نور دیگری، از یک امر مقدس و مکان مقدس به قداست دیگری است؛ نورانی و معنوی است. درود بر مادرمان حوا که در جایگاه قدسیان و در عالم معنا در رفت و آمد است. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى هَابِیلَ»؛ خدایا درود بفرست بر هابیل. نه بر قابیل. هابیل و قابیل، حق و باطل، شهید و جلاد، ظالم و مظلوم، مستکبر و مستضعف، قاتل و مقتول از همان‌جا شروع می‌شود. سلام بر هابیل، نه بر قابیل. این درگیری حق و باطل همیشه بوده، تا آخر هم خواهد بود. این‌هایی که فکر می‌کنند یک زمانی بوده که کسی با کسی دعوا نداشته، نبرد حق و باطل نبوده، یا یک زمانی خواهد رسید که این دعوا نباشد، نه این‌طور نیست؛ از اول بود، تا قیام آخرالزمان هست. ما باید جای خودمان را در این جبهه معلوم کنیم. حق و باطل با هم درگیر هستند. ما باید بگوییم ما در کدام جبهه هستیم؟ این که ما بی‌طرف هستیم و این‌ها، یعنی هر کس بگوید من بین حق و باطل بی‌طرف هستم، قابیل دارد هابیل را می‌کشد، بگوید من بی‌طرف هستم؛ ما سیاسی نیستیم، بی‌طرف هستیم. نه، بی‌طرف نیستی؛ تو همدست قابیل هستی. تو داری می‌بینی قابیل دارد هابیل را ستم می‌کند، می‌کشد، ایستادی داری نگاه می‌کنی! این سکوت تو، بی‌طرفی تو، کمک به قابیل است. بی‌طرف نیستی.

سلام بر هابیل، شیث، ادریس، نوح، هود. درود بر صالح، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب. سلام ما بر یوسف و اَسباط و لوط و شعیب و ایوب و بر موسی و هارون و یوشع. درود ما بر میشا و خضر و ذوالقرنین و یونس و الیاس و یسع. سلام بر ذوالکفل و طالوت و داوود و سلیمان و زکریا. سلام ما بر شَعیا و یحیی و تورَخ و متّی، بر اِرمیا، حیقوق، دانیال و عُزیر. بر عیسی و شَمعون، بر جرجیس، بر حواریون عیسی، اصحاب عیسی، بر اتباع و پیروانشان. درود بر خالد و حنظله و لقمان.

زنجیره‌ای از انبیاء را از آدم و هابیل می‌گیرید تا همه‌ی انبیاء و اولیاء، همه کسانی که رهبران جبهه حق بودند، پرچم توحید و عدالت را بالا بردند و علیه ظلم در خدمت مستضعفین و محرومان بودند. شما در این دعای امّ داود، در واقع دارید اعلام می‌کنید من در این جبهه هستم، من با این‌ها هستم. من با آدم و حوا در بهشت بودم. من طرف هابیل در برابر قابیل بودم. من در نبرد فرعون و قیصر و نمرود با ابراهیم و موسی و عیسی، من در جبهه عیسی و موسی و ابراهیم هستم، نه آن طرف. من با خضر هستم، با لوط هستم، با هود هستم، با شعیب و صالح، با همه‌ی پیامبران. ما در یک جبهه هستیم». و بعد «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ». درود بر محمد و خاندان او. «وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ»؛ خدایا به آن‌ها، به محمد و خاندان او، فرزندان او درود بفرست، رحمت خودت را شامل آن‌ها کن. «وَ بَارِکْ»؛ و مبارک کن، به آن‌ها برکت بده، همان‌طور که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی و برکت فرستادی. که ایشان حلقه‌ آخر و مهم‌ترین حلقه در زنجیره‌ی انبیاء است. همه‌ی انبیاء یک طرف، پیامبر و اهل‌بیت او یک طرف. حرف همه آن‌ها در این‌ها خلاصه شد. این آخرین پیام. حتی آن‌هایی که رسماً پیامبر نبودند اما جزو اولیای تو بودند، مثل لقمان و خضر و آن‌ها هم در همین صف هستند. آن‌ها هم الان در این اعتکاف کنار من هستند. شما دارید می‌گویید که این اعتکاف، تمام این‌ها در اعتکاف با شما هستند، شما با آن‌ها هستید.

خدایا تو حمیدی، «وَ لَوْ» من حامد نباشم. ما تو را ستایش نکنیم هم تو ستوده و ستایش‌شده هستی؛ لازم نیست کسی تو را ستایش کند. بدون ستایش ما هم تو ستوده‌ای، تو حمیدی، محمودی. و تو مجیدی، مجد و عظمت داری. ما چه تو را عبادت بکنیم چه نکنیم، تو صاحب مجد و عظمتی. تو با عبادت ما بزرگ نمی‌شوی، ما بزرگ می‌شویم. بعد از چه؟ باز تمام نمی‌شود، بعدش هم ادامه دارد. آن‌ها رفتند ولی این خط هست. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ»؛ خدایا درود بر کسانی که ادامه‌دهندگان خط انبیاء هستند، بعد از پیامبر اکرم و بعد از این که دیگر پیامبر جدیدی نخواهد آمد. «وَ عَلَى السُّعَدَاءِ»؛ درود بر انسان‌های شریف و سعادتمند که در زندگی‌شان درست انتخاب کردند، درست زندگی کردند، پاک ماندند و نه به خدا، نه به خلق، نه به خودشان خیانت نکردند؛ سلام ما به همه آن انسان‌های پاک و شریف و سعادتمند. «وَ عَلَى الشُّهَدَاءِ»؛ سلام ما را به همه شهیدان تاریخ برسان. همه‌ی انسان‌ها، مردان و زنانی که برای دفاع از حق جانشان را دادند، کشته شدند. خدایا من در کنار آن شهیدان هستم، طرفدار آن‌ها هستم. آن شهیدان در این اعتکاف هستند. درود ما بر آن شهیدان. «وَ أَئِمَّةِ الْهُدَى»؛ همه رهبران حق در تاریخ که جلوی بشر راه افتادند، راه درست را نشان دادند. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَبْدَالِ وَ الْأَوْتَادِ وَ السُّیَّاحِ وَ الْعُبَّادِ»؛ درود بر عارفان بزرگ، انسان‌های خالص و پاک و زاهد و معنوی که در عالم ماده بودند اما تا آخر معنوی بودند. سلام بر کسانی که زمین را زیر پا گذاشتند، دائم از این طرف به آن طرف مشغول عبادت و مشغول خدمت به خلق و مبارزه با باطل بودند. سلام بر عُبّاد؛ همه‌ کسانی که اهل عبادت هستند. بخش اعظم بشر اهل عبادت نیستند. آن‌هایی که اهل عبادت هستند کمترند از آن‌هایی که نیستند.

اینجا در این دعا می‌خوانید که: خدایا درود ما بر همه کسانی که تو را عبادت می‌کنند، شعور عبادت کردن دارند. «وَ الْمُخْلِصِینَ»؛ سلام بر آن‌ها که اخلاص دارند، صادق هستند. کار درست می‌کنند اما فقط برای تو. منتظر تشویق و پاداش و کفِ حضار و کف زدن و فالوور و... نیستند. منتظر این نیستند که کسی از این‌ها تشکر کند. صادق و خالص، گمنام دارند خدمت می‌کنند. «وَ الزُّهَّادِ»؛ درود بر زاهدان. در این عالم هستند اما به اینجا وابسته نیستند. پول دارد اما وابسته به پول نیست. قدرت دارد اما قدرت‌پرست نیست؛ تو را می‌پرستند. به هیچی در این عالم وابسته نیستند. در مصرف، حداقلی هستند، در تولید، اکثری هستند. بیشتر کار می‌کنند، کمتر می‌خورند. درود بر آن‌ها. برعکس کسانی که مدام مصرف می‌کنند و هیچ کاری، نه خانه، نه بیرون از خانه، نه علمی، نه سیاسی، نه معنوی، هیچ کاری نمی‌کنند؛ فقط مصرف‌کننده هستند. سالم هستند، می‌توانند کاری بکنند؛ کار درون خانه، بیرون از خانه، تربیت فرزند، کار علمی، کار اجتماعی، کار خیریه و... اما هیچ کاری نمی‌کنند فقط مشغول خوشگذرانی هستند.

درود بر اهلِ «الْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ»؛ خیلی جالب است. درود بر آدم‌های جدی. درود بر آن‌ها که زندگی را شوخی نگرفتند. می‌فهمند زندگی هدف دارد، فلسفه دارد. ما همین‌طوری شانسی نیامدیم. شانسی آمدیم، شانسی هم می‌رویم! ما آمده‌ایم یک مدت کوتاهی اینجا هستیم، از اینجا عبور می‌کنیم، وارد عوالم بعد می‌شویم. این بدن را از ما می‌گیرند. ثروت و شهرت و قدرت و ریاست و تمام این چیزهایی که اینجا خیال می‌کنیم مهم است، همه‌ی این‌ها از ما گرفته می‌شود. ما می‌مانیم و ایمانمان و عمل صالحمان. ما می‌مانیم و اخلاقمان.

آن وقت اینجا می‌فرماید که خدایا سلام مرا به همه‌ی کسانی که در طول تاریخ بشر و همین امروز در سراسر جهان جدی هستند و اهل اجتهاد هستند؛ یعنی تلاشگر هستند، عرق می‌ریزند، مفت‌خور نیستند، کار می‌کنند، زحمت می‌کشند. در مبارزه جدی هستند، در امر خانه و خانواده جدی هستند، در کار بازار، جدی هستند و اهل تلاش هستند. درود بر همه مردان و زنان تلاشگر که زندگی را به شوخی نگرفتند. هر کاری که انجام می‌دهند، آن کار را درست انجام می‌دهند. من مسئول نظافتم، باید درست نظافت کنم. مسئول صوتم، باید درست باشد. معلم هستم، باید درست آموزش بدهم. خانه‌دارم، باید درست انجام بدهم. بیرون دارم کار کاسبی می‌کنم، راننده‌ام، هر چه که هستم؛ هر کاری که می‌کنیم باید درست، دقیق، جدی، منظم و تمیز انجام بدهیم.

خدایا درود بر همه‌ی کاردرست‌ها و درست‌کاران که هم کارشان درست است، هم آن کار را درست انجام می‌دهند. درود بر آن‌ها که زندگی را به مسخره نگرفتند، کارشان را مسخره نگرفتند. هر کاری می‌کنی، آن کار را باید دقیق و درست انجام بدهی. درود بر آن‌ها که پرتلاش هستند؛ راحت‌طلب و عیاش و مفت‌خور نیستند. ببینید این دعاها در عین حال دارد ما را تربیت می‌کند. دارد می‌گوید که چه سبک زندگی‌هایی درست است و چه سبک زندگی‌هایی غلط است.

«وَ أَجْزِلْ کَرَامَاتِکَ»؛ بالاترین کرامت‌ها و برکاتت را به این‌ها نازل کن. به آدم‌هایی که ولو کسی مواظبشان نباشد، جلوی دوربینی نباشند، کسی تشویق و این‌ها نکند، هیچ احساس خطری برای خودشان نکنند، ولی آن مأموریت و آن مسئولیتی که قبول کردند، آن را درست انجام می‌دهند. مأمور حکومتی هستی، کار خود را باید درست انجام بدهی. کارمند اداری‌ای، کارشان را درست انجام بدهند. نانوایی، نان خود را درست بپز. پل داری می‌سازی، درست بساز. خدایا کراماتت را بر انسان‌هایی که دقیق هستند، جدی هستند، پرتلاش هستند، منظم هستند، مسئولیت‌پذیر هستند، نازل کن.

«بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنِّی تَحِیَّةً وَ سَلَاماً»؛ خدایا به‌ طور خاص پیامبر اکرم(ص) را که بر همه‌ی ما حق دارد، به کل بشر حق دارد و تو از طریق روح او و قلب او با ما سخن گفتی و هر چه باید می‌گفتنی گفتی، همه چیز را گفتی، حرف ناگفته‌ای نمانده که خدا باید بگوید و دیگر نگفته باشد؛ هر چه لازم بود ما بدانیم، از طریق پیامبر اکرم(ص) به ما ابلاغ شد. لذا به طور خاص از بین همه انسان‌های صالح، سلام ما را به محمد بفرست؛ و بالاترین برکاتت و درودهایت و بیشترین کرامتت مخصوص او باشد؛ چون بیش از همه به بشر خدمت کرد. بیشترین خدمت را او به انسان کرد و او را مخصوص کن، او و خاندان اهل‌بیتش را به بهترین کرامات خود. از من به روح او سلام، از من به جسم او سلام. سلام من بر جسم او. «بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنِّی تَحِیَّةً وَ سَلَاماً»؛ خدایا تو سلام من را به روح او و به جسم او برسان. «وَ زِدْهُ فَضْلًا وَ شَرَفاً وَ کَرَماً»؛ و بر سلام من که قد و اندازه‌اش اندازه‌ی خودم است، تو بیافزا. سلام من به او، برای او کم است. تو این سلام مرا با فضل و شرف و کرم بیشتر پرورش بده؛ «حَتَّى تُبَلِّغَهُ أَعْلَى دَرَجَاتِ أَهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْأَفَاضِلِ الْمُقَرَّبِینَ»؛ که از همه‌ انسان‌های پاک و شریف و همه انبیاء و همه کسانی که به تو خیلی نزدیک هستند، از همه آن‌ها بالاتر و برتر باشد. چون کاری که همه‌ آن‌ها کردند، پیامبر اکرم همه‌ی آن‌ها را سرجمع، جمع‌بندی کرد و کامل‌تر از همه به بشر ابلاغ کرد. راه را به همه ما نشان داد. «اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مَنْ سَمَّیْتُ وَ مَنْ لَمْ أُسَمِّ»؛ خدایا من یک تعداد اسم بردم، یک چندده تا اسم بردم، اما بیشتری‌ها را اسم نبردم چون اصلاً من آن‌ها را نمی‌شناسم، اسم‌هایشان را نمی‌دانم، تو که می‌دانی. خدایا این‌هایی که اسم بردم و خیلی بیش از اینان که اسم نبردم، فرشتگانت، پیام‌آورانت، کسانی که در تمام زندگی تو را با وجود مشکلات‌شان اطاعت کردند؛ خیانت نکردند، دروغ نگفتند، دزدی نکردند، بی‌ناموسی نکردند. مشکلات داشتند اما با هزار سختی پاک ماندند.

«وَ أَوْصِلْ صَلَوَاتِی إِلَیْهِمْ وَ إِلَى أَرْوَاحِهِمْ»؛ سلام مرا به روح مقدس همه‌ی انسان‌های پاک برسان. خدایا به آن‌ها بگو فلانی (یعنی من، یعنی شما)، الان در اعتکاف است و به همه شما دارد سلام می‌رساند. یعنی می‌دانید معنی این دعا چیست؟ یعنی الان این دعا را که می‌خوانید، صدای شما به تمام انبیاء می‌رسد. خداوند سلام‌تان را به همه‌شان می‌رسد. «وَ اجْعَلْهُمْ إِخْوَانِی فِیکَ»؛ حالا جالب است. خدایا این‌هایی که هزاران سال است که بودند ولی الآن نیستند و آن‌هایی که بعداً خواهند آمد ولی آدم‌های پاکی هستند، برادران و خواهران من باشند. شما که آن زمان نبودی، بعداً هم که نیستی، این‌همه برادر و خواهر! تمام انسان‌ها، مردان و زنان شریف و پاک، برادر من و خواهر من قرار بده. من با آن‌ها یک خانواده‌ام. من با خدیجه(س) و فاطمه(س) و زینب(س) در یک خانواده‌ام. با مادر موسی، با مادر عیسی (مریم)، با زن فرعون که وسط کاخ ستم، طرفدار موسی بود، جلوی شوهرش و سلطنت قدرت جهانی شوهرش ایستاد. به او هم من سلام می‌کنم، سلام من را به آن خانم‌ها برسان. آن‌ها سلام من را می‌شنوند. آن‌ها خواهران و برادران من هستند، من را برادر و خواهر آن‌ها قرار بده.

«وَ أَعْوَانِی عَلَى دُعَائِکَ»؛ آن‌ها به من کمک کنند که دعای من مستجاب بشود. همه‌ آن‌ها به دعای من آمین بگویند. این دعای امّ داود خیلی دعای قشنگی است. بعد چه خانمی بوده که امام صادق این‌قدر برای ایشان احترام قائل بود و یک همچین کیمیایی را به ایشان می‌دهد.

بعد جالب است، می‌گوید: خدایا یک شفیعی می‌خواهم برایت بیاورم که دیگر نتوانی شفاعتش را رد کنی. او کیست؟ خودت! خیلی قشنگ است. خدایا من پیش تو... تو که من را می‌شناسی که من کسی نیستم، دستم خالی است، من آلوده‌ام. اما یک کسی را می‌خواهم واسطه بکنم که تو نمی‌توانی به او جواب رد بدهی و او خودت هستی! خدایا برای من پیش خودت شفاعت کن، تو خودت پیش خودت شفیع من باش. تو خودت پیش خودت پارتیِ من باش، تو من را به خودت توصیه کن. من تو را می‌آورم جلو، جلوی خودت. به خاطر خودت به من رحم کن. «وَ بِکَرَمِکَ إِلَى کَرَمِکَ»؛ می‌خواهم به کرم تو، کرامت تو برسم؛ شفیع من کرم خودت است. یعنی با کرم خودت جلو می‌آیم، از تو کرم می‌خواهم. به لطف تو پناهنده می‌شوم، از تو لطف می‌خواهم. یعنی به کمک خودت، از تو کمک می‌خواهم. خدایا تو خودت را قبول نداری؟ تو کرم خودت و لطف خودت را که بیش از همه قبول داری و می‌شناسی. من به خودت متوسل می‌شوم، متوسل می‌شوم به تو از طریق تو به خودت. دیگر هیچ وسیله‌ای غیر از تو اینجا نیست.

«أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِکُلِّ مَا سَأَلَکَ بِهِ أَحَدٌ مِنْهُمْ»؛ خدایا هر چه که این انسان‌های پاک و شریف خواستند، من هم می‌خواهم. ببینید چی می‌گوید... یعنی سطح توقع و خواسته‌هایتان را بالا ببرید. نگویید خدایا برای من کفش فلان کن یا فلان مشکل من را حل کن و... این مشکلات تمام می‌شود. ماشین بده و... این‌ها هم عیب ندارد، بخواهیم ولی این‌ها خیلی شأنش پایین‌تر است؛ می‌گوید چیزهای خیلی بالاتر بخواه. می‌گوید خدایا هر چه این انسان‌های پاک و شریف از تو خواستند، همه‌شان را من هم می‌خواهم. به من هم توجه کن، من هم کنار این‌ها هستم، در این اعتکاف قبول کن.

«مِنْ مَسْأَلَةٍ شَرِیفَةٍ غَیْرِ مَرْدُودَةٍ»؛ آن خواسته‌های شریف که رد نخواهد شد، «وَ بِمَا دَعَوْکَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجَابَةٍ غَیْرِ مُخَیَّبَةٍ»؛ آن دعاهایی که نمی‌توانی رد کنی، آن دعاهایی که من یقین دارم تو جواب می‌دهی، مستجاب می‌شود؛ دعای من هم کنار دعای آن‌ها قرار بده. من هم خواهر و برادر آن‌ها هستم. نه آن دعاها و خواسته‌هایی که تهش ناامیدی است. بعد خدا را صدا می‌زنید: «یَا اللَّهُ، یَا رَحْمَانُ». ای مهربان، یا رحمان. رحمان محبتی است که شامل همه خوب و بد می‌شود. خدایا ای رحمان، ای مهربانی که فقط به خوب‌ها رحم نمی‌کنی، به همه رحم می‌کنی، آن رحمت عام تو. «یَا رَحِیمُ»؛ رحیم یعنی رحمت خاص. آن رحمتی که فقط به آدم‌های خوب می‌شود. خدایا ای که به همه‌ی خوب و بد رحم می‌کنی (رحمت عام)؛ و ای که فقط به انسان‌های پاک و فداکار و شریف رحم می‌کنی (رحمت خاص تو) که یک چیز اضافه است. خدایی که با همه مهربان هستی و مهربان به ‌طور خاص با انسان‌های صالح؛ من از هر دو رحمتت می‌خواهم. با هر دو صفتت به من رحم کن.

«یَا حَلِیمُ»؛ خدایی که از کوره در نمی‌روی، دستپاچه نیستی، شتاب‌زده نیستی. ای خدایی که پرتحمل هستی، خسته نمی‌شوی، به ستوه نمی‌آیی. من را تحمل کردی، من را تحمل کن.

«یَا کَرِیمُ»؛ ای کسی که بدون این که ما صلاحیتش را داشته باشیم، به ما می‌بخشی. همچنان به ما ببخش، آنچه را که لیاقت آن را نداریم. یک‌طرفه کریم باش.

«یَا عَظِیمُ»؛ ای بزرگ. همه کس و همه چیز پیش تو کوچک و حقیر است. همه هیچ هستند، تو همه چیز هستی.

«یَا جَلِیلُ»؛ ای شکوهمند. همه چیز پیش تو حقیر است، تویی شکوه، شکوه مطلق، جلال مطلق تویی.

«یَا مُنِیلُ»؛ ای کسی که برای بخشیدن دنبال بهانه هستی.

«یَا جَمِیلُ»؛ ای زیبا. هر چه زشتی در زندگی ماست، مربوط به ماست، نه مربوط به تو. هر چیزی که زشت است، بد است، تلخ است، این کارهای خود ماهاست، کار تو نیست. تو زیبایی و هر چه از تو سر زد زیبایی بود. زشتی‌ها کار ماهاست.

الان شما ببینید ما از چه چیز‌هایی غصه می‌خوریم؟ بله؟ ناراحتی‌هایی که داریم ببینید چیست؟ یا منشأ آن‌ها حسودی است، یا خسیسی است، یا بخل است، یا کینه‌توزی است، یا تکبر است. ما از این چیزها داریم رنج می‌بریم. یعنی ما از دست خودمان داریم و از دست همدیگر رنج می‌بریم. این تلخی‌هایش مال ماست، خودمان به همدیگر ظلم می‌کنیم. خدا به کسی ظلم نمی‌کند. می‌گوید ای جمیل، خدایا تو زیبایی. هیچ زشتی‌ای را نمی‌شود به تو نسبت داد. هر چه در عالم هست، در زندگی ما هست، دارد حال ما را بهم می‌زند، خسته‌مان کرده، عصبانی‌مان می‌کند، مأیوس‌مان می‌کند، افسرده‌مان می‌کند، این‌ها کارهای تو نیست، کار خود ماست. تو زیبایی.

«یَا جَمِیلُ»؛ ای زیبا. این تصوری که ما از خدا داریم که خدای خیلی از ماها خیلی زشت است! این خدای زشت، خدای واقعی نیست. خدایی که یک جوری در ذهن ماست که ما گاهی از او بدمان می‌آید او خدا نیست. او خدایی است که ما خودمان ساختیم، خدای دروغی است! خدای حقیقی زیباست. «یَا جَمِیلُ»؛ ای زیبا.

«یَا کَفِیلُ»؛ ای کسی که کفالت همه هستی و موجودات دست توست. همه ‌چیز تحت اراده توست و همه چیز را تو داری مدیریت می‌کنی. خون توی رگ‌های من را تو داری حرکت می‌دهی.

شما دستور دادید چشمتان ببیند؟ شما گفتی گوش بشنو؟ ما هیچ‌کاره هستیم. این میلیاردها ستاره‌ها و سیاره‌ها، اقیانوس‌ها، گیاهان، حیوانات، انسان‌ها، همه چیز، همه چیز تحت کفالت توست؛ تو کفیل همه‌ای. همه‌چیز کار توست، غیر از تو کسی نیست.

«یَا وَکِیلُ»؛ کسی که می‌شود بهش اعتماد کرد. وکیل تویی. وکیل این مشکل من است، این هم حرف‌های من است، این هم پرونده‌ام؛ این دیگه دست شما، هر کار شما بکنی من قبول دارم. این می‌شود توکل. وکیل گرفتن. توکل یعنی وکیل بگیری. «یَا وَکِیلُ»؛ ای تنها کسی که واقعاً وکیل است و می‌شود به او اعتماد کرد و وکالت داد. خدایا تو وکیل همه‌ ما هستی. من تسلیم تو هستم؛ هر کاری تو بخواهی، همان کار درست است.

«یَا مُقِیلُ»؛ ای کسی که خودت را به آن راه می‌زنی. می‌بینی ما چه کثافت‌کاری‌هایی می‌کنیم، نادیده می‌گیری. «یَا مُقِیلُ». دیدید بعضی وقت‌ها مثلاً یک بزرگتری، ما یک غلطی کردیم، می‌داند، می‌بیند، ما هم می‌فهمیم که او فهمید ولی او به رو نمی‌آورد. خودش را به آن راه می‌زند که انگار من نمی‌دانم تو چه غلطی کردی. می‌گوید به خدا بگویید ای «مُقِیل»؛ نادیده بگیر. تو می‌دانی من چه غلط‌هایی کردم و دارم می‌کنم؛ باز انگار ندیدی، شتر دیدی ندیدی، مقیل هستی. آن‌قدر نادیده می‌گیری، می‌دانم که تو می‌دانی که من کی هستم. رویت را برمی‌گردانی که انگار من را ندیدی. چرا با من این‌قدر مهربانی؟

«یَا مُجِیرُ»؛ ای که هر کسی مضطر و بیچاره می‌شود، هیچ پناهگاهی ندارد، پناهگاهش تو هستی. پناهگاه همه‌ی بی‌پناهان تو هستی. به تو می‌شود اعتماد کرد.

«یَا خَبِیرُ»؛ ای که از همه چی خبر دارد. به تو نمی‌شود دروغ گفت، تو را نمی‌شود فریب داد. هیچ کس نمی‌تواند تو را دور بزند. «یَا خَبِیرُ»؛ ای باخبر. همه ‌چی را می‌دانی. کاری که من هنوز نکردم و خواهم کرد می‌دانی. چیزی که در ذهنم است هنوز دارم تخیل می‌کنم، تو می‌دانی؛ باخبری.

«یَا مُنِیرُ»؛ ای که هر جا روشن است کار توست. جلوی پای انسان‌های صالح را تو روشن می‌کنی. تو کمک می‌کنی که ما بفهمیم چی درست است و چی نادرست است. تو تاریکی‌ها را کنار می‌زنی. وقتی یک چیز درستی را می‌فهمیم، تو داری به ما می‌فهمانی؛ ولی ما خیال می‌کنیم خودمان فهمیدیم! تو داری به من حالی می‌کنی، من فکر می‌کنم خودم اتفاقی تو را فهمیدم.

«یَا مُبِیرُ»؛ ای نابودگر. تو هم ایجاد می‌کنی، هم نابود می‌کنی. هر چه که می‌آید و هر چه که می‌رود، هر دو کار توست. هیچی در این عالم نابود نمی‌شود الا این که تو اراده کردی. هیچی به وجود نمی‌آید الا این که تو اراده کردی. این دعای «أُمِّ دَاوُد» است. در واقع یک دوره‌ی کلاس هستی‌شناسی و خداشناسی و انسان‌شناسی است.

سلام به فرشته‌ها، درود بر جبرئیل فرشته‌ی آگاهی و معرفت، درود بر عزرائیل فرشته‌ی مرگ، درود بر اسرافیل، صور اسرافیل، آخرین صدا و پایان زنجیره زندگی در این عالم، در طبیعت که بعد از او قیامت خواهد بود. درود بر میکائیل. با آن‌ها در اعتکاف هم‌زبان می‌شوی، هم‌سفره می‌شوی. با فرشته‌ها حرف می‌زنی، به فرشته‌ها سلام می‌فرستی. به خدا می‌گویی سلام من را به این فرشته‌ها برسان. سلام من را به همه‌ی انبیاء برسان. و بعد خدا را با این نام‌ها می‌گویند بخوانید. یعنی چی؟ یعنی تصور خودتان از خدا را اصلاح کنید. یعنی خدای زشت خدای واقعی نیست ذهن تو زشت است. درست متوجه نشدی. خدایی که لجباز است، بی‌رحم است، آن خدای واقعی نیست. او رحمان و رحیم است. مقیل است، عذرخواهی‌ها را زود می‌پذیرد و خیلی از ستم‌ها و گناهان ما را نادیده می‌گیرد انگار ندیده! اگر یک خدایی در ذهنت هست که خیلی لجباز و کینه‌ای است آن خدا نیست. خدایی که فکر می‌کنی ناآگاه است و می‌توانی کلاه او را برداری نیست، چون گفتی یا خبیر. او از همه چیز باخبر است. لازم نیست تو بگویی او می‌داند. تو به دنیا نیامده بودی خداوند می‌دانست که چه وقت و در چه خانواده‌ای به دنیا خواهی آمد و چگونه زندگی خواهی کرد. او می‌دانست که تو بهشتی خواهی بود یا جهنمی. او قبل از این که تو اراده بکنی می‌داند. با این خدا طرف هستید.

این صفاتی که گفتند خدا را با این نام‌ها بخوان یعنی خداشناسی‌ات را اصلاح کن. یعنی خدا اونی نیست که در ذهن توست، خدا این است. این‌ها یک بخش‌هایی از دعای امّ داود است که عرض کردم اصل آن سیاسی بود، در مبارزه با حکومت بود، برای رهایی مجاهدین از بندِ جلادانِ حکومت‌ها بود و در عین حال که در اوج سیاسی است برای نجات رزمندگان دربند بود مثل داوود که یک زندانی مبارز بود، در عین حال شما ببینید اوج عرفان و آگاهی و معنویت است. یعنی یک‌ مرتبه شما را از این عالم زمین، در عالم فرشته‌ها و انبیاء و اولیاء، کنار تمام انسان‌های پاک و شریف در دنیا می‌برد؛ و انگار همه آن‌ها الان در این اعتکاف هستند. این‌جوری است. از همه شما التماس دعا داریم. ان‌شاءالله به یاد ما هم باشید. بالاخره بگویید یک گناه‌کارهایی هم هستند که اعتکاف نیستند ولی به خاطر ما آن‌ها را هم ببخش. و همین‌طور همه‌ی ازدست‌رفتگان، پدران، مادران، پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها، عمه‌ها، خاله‌ها، عمو، دایی، آن‌هایی که مردند و آن‌هایی که تا چند روز دیگر می‌میرند. بعد هم که نوبت خود ماست؛ چند وقت دیگر ما نیستیم. در اعتکاف پارسال بعضی‌ها بودند، دیگر نیستند. بعضی‌ها امسال هستند، سال دیگر نیستند. و همین‌جوری یکی‌یکی آمدیم، یکی‌یکی هم می‌رویم. و در این دعاها می‌گوید اینجا خانه شما نیست، اینجا راهرو است، جاده است. دارید از دنیا عبور می‌کنید، شما نیامدید اینجا بمانید.

قرآن می‌گوید اصلاً اینجا جای ماندن نیست، اصلاً اینجا برای ماندن به درد نمی‌خورد. اینجا برای عبور خوب است. این مرحوم پدر ما، خداوند اموات همه شما را هم رحمت کند، ایشان را هم با اولیائش محشور کند. می‌گفت که حالا همه هی می‌گویند می‌خواهند چند روز زنده بمانند، اگر همین الان بگویند آقا دیگر هیچ کدام‌تان نمی‌میرید، تا آخر همین‌جا توی دنیا هستید؛ بعد از یک مدتی همه به غلط کردن می‌افتادیم. چون بعد از یک مدت دیگه همه چی خنک و تکراری است! خوبی‌هایش تا الان بود دیگه، یعنی از تقریباً ۳۰- ۴۰ سال به بعد دیگر هی بدتر می‌شود، سخت‌تر می‌شود. همان جایش که خیلی خوب است، مثلاً ۲۰ سالگی، ۳۰ سالگی، همان‌جایش یک عالمه مشکل است. لذا ایشان می‌گفت که اگر الان بگویند آقا هر کی می‌خواهد بمیرد، باید مثلاً ۱۰ میلیارد تومان پول بده. از همان اول همه شروع می‌کردند ۱۰ میلیارد را کم‌کم جمع کنند که کافی باشد بگویند آقا بس است، جان ما بس است، ما می‌خواهیم برویم، اینجا دیگر فهمیدیم چه خبر است، می‌خواهیم برویم. ایشان می‌گفت همه پول جمع می‌کنند تا بتوانند آن ۱۰ میلیارد را بدهند که بگویند برویم. یعنی اگر الان همه می‌خواهیم بمانیم، چون می‌دانیم می‌رویم، نمی‌دانیم بعدش چه می‌خواهد بشود. مرگ را نمی‌شناسیم، می‌ترسیم. خودمان هم می‌دانیم چه کارهایی کردیم، از خودمان هم می‌ترسیم. لذا می‌خواهیم بمانیم. ولی اگر بهمان بگویند تا آخر دیگر همین است، همین دنیایی است که دیدید! بهارش و پاییز و زمستان و تابستان، همه‌اش را دیدید، هی تکرار می‌شود؛ تا آخر همین است. تا آخر هم باید همین‌جا بمانید. همه‌مان به غلط کردن می‌افتادیم، می‌گفتیم خدایا غلط کردیم، می‌شود ما را زودتر ببرید؟ دیگر بس است، دیدیم.

ان‌شاءالله برای همه‌ی ازدست‌رفتگان دعا کنید. این ان‌شاءالله برای خود شماها ذخیره‌ای می‌شود، برای خانواده‌تان، برای امثال ماها هم دعا کنید. نثار ارواح همه‌ی صلحا و شهدا، امام عزیز و همه‌ شهدا، از هابیل تا شهیدی که همین نیم‌ساعت پیش در غزه کشتند؛ پنجاه تا مادر و کودک و بچه را کشتند. تا همه‌ این شهیدان. برای همه‌ی این‌ها الفاتحه مع الصلوات.

من چون روزه نیستم، با اجازه‌تان آبم را خوردم و به نیابت از همه‌ی شما آب خوردم.



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha